شهاب قدر



لحظه ای نگاه بر آسمان تاریک می افتد؛نوری همچون برق شمشیر

سینه آسمان را می شکافد،

 

برای کسی که اسیر ظلمت باشد یک شهاب هم یک شهاب است،

یک دریچه ؛ شهابی  که مثل یک ستاره دنباله دار آدم را به عالم نور

می کشاند، به ستاره های دور، به کهکشانهای بی پایان به آنجایی که

از کسالت و ملالت خبری نیست...

 

آری من  آن شهاب را در شب قدر دیدم ؛ نه آن تکه سنگ سرگردانی

که  از آسمان تار زمین گذر کرد بلکه آن ستاره دنباله داری که از

تاریکخانه  قلبم عبور کرد تا مرا به آن کوکب درخشان  برساند.

 


  

/ 4 نظر / 23 بازدید
حبل المتین

سحرگاهان كه عرش كبريايي مي‌سرايد نغمه توحيد، تو كه آهسته مي‌خواني قنوت لحظه‌هايت را ، ميان ربناي سبز دستانتان، دعايمان كن، دعايمان كن...

منیت من!

بعضی وقت ها حتی دیگه جایی برای کامنت هم نمی مونه وقتی با تمام وجود می فهمی چی داری می گی ...چی داره میگه! حتی بفهمی چرا سر دوست باید بمونه لای در تا دستی نمونه لای در! عجب صفحه قشنگی دارید! جدا خیلی قشنگ و تک-ه! تاحالا ندیده بودم طراحی خودتونه؟

ارغوان

سلام .تصویر شهابت را قرض کردم.همیشه دلت ازباران شهب عشق سرشار باد.