خدا در من

گویه هایی در عرفان و شیدایی

 
در عجبم از مردمي که خود زير شلاق ظلم و ستم زندگي مي کنند و بر حسيني مي گريند که آزادانه زيست و آزادانه مرد..... دکتر علي شريعتي

 
حم_اسه حسین!
ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸٩  

این بار این قلم مجازی به حرکت در می آید تا از یک شگفتی بزرگ و یک

 

حماسه بی مانند و نه از یک مصیبت و فاجعه سخن بگوید.

 

از حسین و یارانش که ذکر مصیبت او چشم مارا بر پیروزی و فتح بزرگش

 

در روزعاشورا بسته است.

 

از حسین مظلوم نمی گویم که از حسین، آن سردار سربلند پیروز می

 

گویم...

 

براستی اگر حسین لشکر بزرگی داشت و بر سپاه عمر سعد قالب می

 

شد، جز چند سال حکومت بر بلاد اسلامی به چه می رسید؟ اما او با

 

رشادت خود با سرچشمه بی پایان مهر خود بر قلب میلیونها انسان در

 

همه جای جهان و همه دوران حکمرانی می کند.


او زمانی که از مدینه خارج شد خوب می دانست قدم در چه راهی

 

گذاشته است و هدف و آرمان خود را کاملا در برابر خود داشت و تا روز

 

عاشورا قدم به قدم به هدف خود نزدیک شد تا بالاخره در میدان عاشورا

 

به آرمان خود رسید و در دل تاریخ حکومتی بنا نهاد که دست هیچ

 

گردنکش و ظالمی را یارای مقاومت در برابر آن نیست، حکومتی که

 

مرکز آن نه در کربلا که در عرش خداوند است ؛

 

 

حکومت انسانیت و آزادگی راستین

                                      ----------------------------

 

امسال دوباره "حسین از نگاه دیگران" :

 

* چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)

اگر منظور حســــین جنگ در راه خواسته های دنیایی بود من نمی فهمم چرا خواهران و زنان و

اطفالش به همراه او بودند ؟ پس عقل حکم می کند که او فقط به خاطر اسلام فداکاری خویش را

 انجام داد.

 

* واشنگتن ایروینگ(مورخ آمریکایی)

برای امام حســـین ممکن بود که زندگی خود را با تسلیم شدن به اراده یزید نجات بخشد،لیکن

مسوولیت پیشوایی مسلمین اجازه نمی داد که او یزید را به عنوان خلیفه بشناسد.

او به زودی خود را برای  قبول هر ناراحتی و فشاری به منظور رها ساختن اسلام از چنگال بنی

امیه آماده ساخت، در زیر آفتاب سوزان سرزمین خشک و در روی ریگهای تفتیده...

روح حســـین فنا ناپذیر است؛ای پهلوان من و ای نمونه شجاعت و ای شهسوار من، حســـــین!

 

* پرفسور ادوارد براون (شرق شناس انگلیسی)

آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود آغشته به حزن و اندوه نگردد؟

حتی غیر مسلمانان نیز نمی توانند پاکی روحی را که این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام

گرفت انکار کنند... هر کس اندکی حس در نهاد خود داشته باشد نمی تواند از این غصه غم

انگیز متاثر نشود.

 

* موریس دوکبری (اندیشمند فرانسوی)

حســـین برای شرف و ناموس مردم و بزرگی مقام مرتبه اسلام از جان و مال و فرزندان گذشت و

زیر بار استعمار و ماجرا جویی یزید نرفت، پس بیایید ما هم شیوه او را سر مشق قرار داده از زیر

دستی یزیدیان نوعی رهایی یابیم و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح دهیم، زیرا مرگ با

عزت و شرافت بهتر از زندگی با ذلت است.

 

* گابریل آنگری (نویسنده فرانسوی)

آرامگاه حســـین در کربلا بعد از کعبه بدون تردید دومین زیارتگاه مسلمانان است...

 

* توماس کارلایل (فیلسوف و مورخ انگلیسی)

بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم این است که حســین و یارانش ایمان استوار به خدا

داشتند. آنها با عمل خود روشن کردند که تفوق عددی در جایی که حق با باطل روبرو می شود

اهمیت ندارد و پیروزی حســــین با وجود اقلیتی که داشت باعث شگفتی من است.

 

* پرفسور ماربین (فیلسوف و خاورشناس آلمانی)

من معتقدم که رمز بقا و پیشرفت اسلام و تکامل مسلمانان به خاطر شهید شدن حســــین و

آن رویدادهای غم انگیز می باشد و یقین دارم که سیاست عاقلانه مسلمانان و اجرای برنامه

های زندگی ساز آن به واسطه عزاداری حیسنی بوده است.

مادامی که این روش و خصلت در میان مسلمانان وجود دارد هرگز آنها تن به خواری نمی دهند و

تحت اسارت کسی نمی روند.

 

* سر پرسی سایکس (خاور شناس انگلیسی)

حقیقتا آن شجاعت و و دلاوری که این عده قلیل از خود بروز دادند به درجه ای بوده است که در

تمام قرون متمادی هر کسی که آن را شنید بی اختیار زبان به تحسین و آفرین گشود.

این عده  مردم دلیر غیرتمند، نامی بلند و غیر قابل زوال برای خود تا ابد باقی گذاشتند.

 

* پرفسور فلیپ حتی (استاد دانشگاه برستن آمریکا)

همشه اجتماع زائران که به سوی حرم عــلی در نجف و حرم فرزندش حســــین سید پاکان و

 سید الشهدا در کربلا سرازیر می شود ، گواهی می دهد که مرگ با هدف برای انسان بیش از

زندگانی فایده دارد.

 

* کورت فریشلر (مورخ مشهور آلمانی و نویسنده کتاب امام حسین و ایران)

تصمیم ثابت حســـین برای فداکاری مطلق نه ناشی از لجاجت بود، نه معلول هوی و هوس؛ او با

پیروی از عقل مصمم شده بود که به طور کامل فداکاری کند تا مجبور نشود بر خلاف عقیده و

آرمان والای خود با سازش کاری با یزید بن معاویه به زندگی ادامه دهد. 

 

***

 

 



 
زلال بی پایان
ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩  

 

....

ای انسان! چه چیز تو را بر گناه جرات داده؟ و در برابر پروردگار مغرور ساخته؟ و بر نابودی خود علاقمند کرده است؟ آیا بیماری تو را درمان نیست؟ و خوابزدگی تو بیداری ندارد؟ چرا آنگونه که به دیگران رحم می‏کنی، به خود رحم نمی‏کنی؟ چه بسا کسی را در آفتاب سوزان می‏بینی بر او سایه می‏افکنی یا بیماری را بنگری که سخت ناتوان است، از روی دلسوزی بر او اشک می‏ریزی، چه چیز تو را بر بیماری خود بی تفاوت کرده؟ و بر مصیبتهای خود شکیبا و از گریه بر حال خویشتن باز داشته است؟ در حالی که هیچ چیز برای تو عزیزتر از جانت نیست! چگونه ترس از فرود آمدن بلا، شب هنگام تو را بیدار نکرده است؟ که در گناه غوطه‏ور، و در پنجه قهر الهی مبتلا شده‏ای؟ چگونه بودن پس سستی دل را با استقامت درمان کن، و خوابزدگی چشمانت را با بیداری برطرف کن

....

دنیاشناسی به حق می‏گویم که دنیا تو را نفریفته است، که تو خود فریفته دنیایی، دنیا عبرت‏ها را برای تو آشکار کرده، و تو را به تساوی دعوت کرد، دنیا با دردهایی که در جسم تو می‏گذارد، و با کاهشی که در توانایی تو ایجاد می‏کند، راستگوتر از آن است که به تو دروغ بگوید، و یا مغرورت سازد.

 

....

 

دنیا چه خوب خانه‏ای است برای آن کس که آنرا جاودانه نپندارد، و خوب محلی است برای آن کس که آن را وطن خویش انتخاب نکند، سعادتمندان به وسیله دنیا در قیامت کسانی هستند که امروز از آن می‏گریزند. انسان و رستاخیز آنگاه که زمین سخت بلرزد، و نشانه‏های هولناک قیامت تحقق پذیرد، و پیروان هر دینی به آن ملحق شوند، و هر پرستش‏کننده به معبود خود، و هر اطاعت کننده‏ای به فرمانده خود رسد.

....

نهج البلاغه



 
عاشورایی دیگر
ساعت ٥:٥٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٢ آذر ۱۳۸۸  

 

عاشورایی دیگر از راه رسید و ما همچنان با چشمهای اشکبار  برگهای تاریخ را ورق

می زنیم ، زیرا از درک این همه عظمت ناتوانیم و شاید بر این می گرییم و شاید

بر خود می گرییم که یزید زمان را نشناخته ایم و اینهمه سر بریده و اینهمه قرآن بالای

نیزه ذره ای ما را تکان نمی دهد و افسوس به قول دکتر علی شریعتی "خود زیر

سلطه ستمکاران زندگی می کنیم و بر حسینی می گرییم که آزاده زیست و آزادانه به

شهادت رسید".

                                 ----------------------------------------

و امسال با دو نوای آشنا که مونس شبهای محرم هر سالمان است:

اولی که یک نوحه عربی-فارسی از حاج نزار القطری  مداح عراقی هست که در حرم

مطهر سید الشهدا اجرا شده و چندین بار از شبکه های مختلف علی الخصوص شبکه

سه پخش شد و گویا استقبال زیادی ازش شد.

 

 

 

انا مظلوم حسین  حاج نزار القطری (با فرمت mp3  مدت ۷ دقیقه)  :    .::  دانلود کنید  ::.

انا مظلوم حسین  حاج نزار القطری (با فرمت wma  مدت 11 دقیقه) :   .::   دانلود کنید ::.

 

 

و دومی از سلیم موذن زاده اردبیلی که حتما با صدای رسا و سوزناکش آشنا هستید که

در مورد حضرت زینب هست و اگرچه به زبان آذری اجرا شده اما مطمئنم که حتی یک

غیر ایرانی هم ازش به فیض می رسه به نظرم ارزش گوش دادنش رو حتما داره.

 

زینب-زینب  سلیم موذن زاده اردبیلی            .::  دانلود کنید  ::.

 

......::::::::::::::::::::::::::::::......



 
برای پرستیدن
ساعت ٩:٤۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ امرداد ۱۳۸۸  


همیشه حرفهایی می ماند برای نگفتن ،

 

مقصدهایی برای نرسیدن


و آرزوهایی برای برآورده نشدن ...


آغوشهایی  برای هم آغوش نشدن


  لبهایی برای نبوسیدن و


عشقهایی برای نورزیدن

.....


و خدایی برای پرستیدن ....

 



 
حکمت سی و یک (بخش دوم)
ساعت ٧:۳٩ ‎ب.ظ روز شنبه ٩ آذر ۱۳۸٧  

 

...

و کفر بر چهار ستون پایدار است: کنجکاوى دروغین، ستیزه‏جویى و جدل، انحراف از حق،

و دشمنى کردن،

 

پس آن کس که دنبال توهّم و کنجکاوى دروغین رفت به حق نرسید.

و آن کس که به ستیزه‏جویى و نزاع پرداخت از دیدن حق نا بینا شد،

 و آن کس که از راه حق منحرف گردید، نیکویى را زشت، و زشتى را نیکویى پنداشت و

سر مست گمراهى‏ها گشت،

و آن کس که دشمنى ورزید پیمودن راه حق بر او دشوار و کارش سخت، و نجات او از

مشکلات دشوار است.

 

و شک چهار بخش دارد: جدال در گفتار، ترسیدن، دو دل بودن، و تسلیم حوادث روزگار

شدن.

پس آن کس که جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاریکى شبهات بیرون نخواهد آمد،

و آن کس که از هر چیزى ترسید همواره در حال عقب نشینى است،

و آن کس که در تردید و دو دلى باشد زیر پاى شیطان کوبیده خواهد شد،

و آن کس که تسلیم حوادث گردد و به تباهى دنیا و آخرت گردن نهد، و هر دو جهان

را از کف خواهد داد.

 



 
حکمت سی و یک (بخش اول)
ساعت ۱٠:۳٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٦ آبان ۱۳۸٧  

 

و درود خدا بر او ، فرمود : (از ایمان پرسیدند ، جواب داد)

 ایمان بر چهار پایه استوار است :

صبر ، یقین ، عدل و جهاد .

 

صبر نیز بر چهار پایه قرار دارد . شوق ، هراس ، زهد و انتظار.

آن کس که اشتیاق بهشت دارد ، شهوت هایش کاستى گیرد ،

و آن کس که از آتش جهنّم مى ترسد ، از حرام دورى مى گزیند ،

و آن کس که در دنیا زهد مى ورزد ، مصیبت را ساده پندارد ،

و آن کس که مرگ را انتظار مى کشد در نیکى ها شتاب مى کند .

 

یقین نیز بر چهار پایه استوار است : بینش زیرکانه ، دریافت حکیمانة ، پند گرفتن از

حوادث زمانه ، و پیمودن راه درست پیشینیان .

پس آن کس که هوشمندانه به واقعیت ها نگریست ، حکمت را آشکارا بیند ،

و آن که حکمت را آشکارا دید ، عبرت آموزى را شناسد ،

و آن که عبرت آموزى شناخت گویا چنان است که با گذشتگان مى زیسته است .

 

و عدل نیز بر چهار پایه بر قرار است : فکرى ژرف اندیش ، دانشى عمیق و به حقیقت

رسیده ، نیکو داورى کردن و استوار بودن در شکیبایى .

پس کسى که درست اندیشید به ژرفاى دانش رسید،

و آن کس که به حقیقت دانش رسید ، از چشمة زلال شریعت نوشید ،

پس کسى که شکیبا شد در کارش زیاده روى نکرده با نیکنامى در میان مردم زندگى

خواهد کرد .

 

و جهاد نیز بر چهار پایه استوار است :

امر به معروف ، نهى از منکر ، راستگویى در هر حال ، و دشمنى با فاسقان .

پس هر کس به معروف امر کرد ، پشتوانه نیرومند مؤمنان است ،

و آن کس که از زشتى ها نهى کرد ، بینى منافقان را به خاک مالید ،

و آن کس که درمیدان نبردصادقانه پایدارى کند حقّى را که بر گردن او بوده ادا کرده است،

و کسى که با فاسقان دشمنى کند و براى خدا خشم گیرد ، خدا هم براى او خشم آورد

، و روز قیامت او را خشنود سازد .

....

 



 
شهاب قدر
ساعت ٥:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳۸٧  



لحظه ای نگاه بر آسمان تاریک می افتد؛نوری همچون برق شمشیر

سینه آسمان را می شکافد،

 

برای کسی که اسیر ظلمت باشد یک شهاب هم یک شهاب است،

یک دریچه ؛ شهابی  که مثل یک ستاره دنباله دار آدم را به عالم نور

می کشاند، به ستاره های دور، به کهکشانهای بی پایان به آنجایی که

از کسالت و ملالت خبری نیست...

 

آری من  آن شهاب را در شب قدر دیدم ؛ نه آن تکه سنگ سرگردانی

که  از آسمان تار زمین گذر کرد بلکه آن ستاره دنباله داری که از

تاریکخانه  قلبم عبور کرد تا مرا به آن کوکب درخشان  برساند.

 


  



 
مناجات شهید چمران
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۳۱ خرداد ۱۳۸٧  

خدایا   

عذر میخواهم از این که بخود اجازه میدهم که با تو راز و نیاز کنم

عذر میخواهم که ادعا های زیاد دارم در مقابل تو اظهار وجود میکنم

در حالی که خوب میدانم وجود من زائیده ی اراده من نیست و بدون


خواسته ی تو هیچ و پوچم ,

عجیب آنکه

از خود میگویم

منم میزنم

خواهش دارم و آرزو میکنم

 

خدایا ...

تو به من


پوچی  لذات زود گذر را نمودی


ناپایداری روزگار را نشان دادی


لذت مبارزه را چشاندی

 

فهمیدم : سعادت حیات در خوشی و آرامش و آسایش نیست

بلکه در درد و رنج و مصیبت و مبارزه با کفر و ظلم


و بالاخره شهادت است

 

خدایا

تو مرا اشک کردی که همچون باران بر نمک زاره انسان ببارم

تو مرا فریاد کردی که همچون رعد در میان توفان حواث بغرم


تو مرا درد و غم کردی تا همنشین محرومین و دلشکستگان باشم


تو مرا عشق کردی تا در قلبهای عشاق بسوزم

 

خدایا تو را شکر میکنم


که به من درد دادی و نعمت درک درد عطا فرمودی


تو را شکر میکنم
که جانم را به آتش غم سوزاندی

و قلب مجروحم را  برای همیشه داغ دار کردی

دلم را سوختی و شکستی

تا فقط جایگاه تو باشد.

 

------------------------

نقل از وبلاگ حکایت دل:       http://khomarehoshyari.blogfa.com

 



 
دعای عید نوروز
ساعت ۱٠:٤٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٧ فروردین ۱۳۸٧  
 

 خدایا؛

بر محمد و آل محمد،آن اوصیاء پسندیده رحمت فرست و  بر همه پیامبران و فرستادگانت

 به بهترین رحمت هایت

و برکت ده برایشان به بهترین برکاتت و بر جسم و جانشان رحمت فرست.

خدایا؛

برمحمد و آل محمد برکت ده و به ما در این روزی که برتریش دادی و گرامیش نمودی و

شرافت و بزرگیش بخشیدی برکت ده.

 خدایا؛

مرا در آنچه بر من عطا فرمودی برکت ببخش تا به غیر از تو دیگری را شکر نگویم و در

روزیم گشایش و وسعت ده ای صاحب بزرگی و بزرگواری.

 خدایا؛

هر چه از من نهان باشد، پس کمک و نگهداری تو از من نهان مباد و هر چیز را گم کنم،

 پس مبادا گم کنی از من یاریت را تا به رنج و زحمت نیفتم برای آنچه محتاج آن نیستم

 ای صاحب بزرگی و بزرگواری.

{اللهم صل علی محمد و آل محمد الاوصیاء المرضیین و علی جمیع انبیاءک و رسلک با فضل صلواتک و بارک علیهم با فضل برکاتک و صل علی ارواحهم و اجسادهم، اللهم بارک علی محمد و آل محمد و بارک لنا فی یومنا هذاالذی فضلته و کرمته و شرفته و عظمت خطره ، اللهم بارک لی فیما انعمت به علی حتی لا اشکر احداغیرک و وسع علی فی رزقی یا ذاالجلال و الا کرام، اللهم ما غاب عنی فلا یعیبن عنی عونک و حفظک و ما فقدت من شی فلاتفقد نی عونک علیه حتی لا اتکلف ما لا احتاج الیه  یا ذا الجلال و الا کرام }

____________________________________________________________

این دعا از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است و شگفت که ظریفترین و بدیع ترین مفاهیم عرفانی به بهترین

شکل در آن گنجانده شده است و نشان دهنده قداست نوروز و پیوند همیشگی زندگی ایرانیان با خدا، توحید

و عرفان است.



 
تنها با خدا
ساعت ٤:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸٦  

 

آدم هر چقدر به خدا نزدیک می شه بیشتر تنها می شه اما کمتر  احساس تنهایی می کنه ،
 
تنهایی هم مثل همه حس هایی که یه انسان داره زاییده نیازهای او هست و کسی که خدا

رو داره دیگه به  هیچکس نیاز نداره؛ پس تنها می شه... و از تنهاییش لذت می بره.


خدایا لذت تنهایی رو به من بچشون اما نگذار از تو تنها باشم.

خدایا نگذار در تند باد زندگی دچار غفلت بشم حتی برای یک لحظه  .

خدایا به ما ایمانی بده تا با اون به خوشبختی برسیم و بفهمیم که تو ما را در سختی ها

آفریدی و تویی که پاداش بندگانت رو تضمین کردی؛

وقتی که پای پیمان بستن باشه چه کسی وفادار از تو و وقتی پای پاداش دادن باشه چه

کسی با سخاوت تر از تو.